بهگزارش قدس آنلاین، در آخرین ساعات روز جمعه، ترامپ در شبکه اجتماعی شخصیاش اعلام کرد با پوتین تماس گرفته و به توافقی برای تأمین گازوئیل رسیده است: روسیه «فوراً» بیش از ۳۰۰هزار تن گازوئیل به آمریکا و بازارهای جهانی عرضه میکند، در نوامبر ۵۰۰ هزار تن دیگر، سپس یکمیلیون تن و بسته به وضعیت پالایشگاههای روسیه، در کوتاهمدت ۳میلیون تن دیگر نیز قابل عرضه است.
چند ساعت بعد، دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا یک مجوز عمومی صادر کرد که معاملات مربوط به فروش، تحویل، تخلیه و واردات گازوئیل روسیه را مجاز میکند. این مجوز تا ۷ آوریل ۲۰۲۷ معتبر است.
طرف روسی نیز این ترتیب را تأیید کرد. الکساندر نواک، معاون نخستوزیر روسیه اعلام کرد روسیه ممنوعیت صادرات گازوئیل را پیش از موعد لغو میکند، در اکتبر ۳۰۰هزار تن به بازار جهانی عرضه میکند، در نوامبر به ۵۰۰هزار تن و در دسامبر به یکمیلیون تن میرساند و هدف بلندمدت ۳میلیون تن در ماه است.
تزریق گازوئیل به سبد رأی ترامپ
اعلام این خبر بلافاصله با موجی از اظهارات مختلف همراه شد. از کییف گرفته تا دموکراتهای آمریکا شروع به نقد کردند و از طرفی جمهوریخواهان، آن را اقدامی مؤثر در زمینه کاهش قیمت بالای گازوئیل در بازار آمریکا عنوان کردند. قیمت بالای گازوئیل در آمریکا در نتیجه بستن تنگه هرمز توسط ایران رقم خورده و در آستانه انتخابات میاندورهای یک امتیاز بهشدت منفی برای ترامپ محسوب میشود.
اما سؤال اساسی این است آیا ورود گازوئیل روسیه خواهد توانست اثر محسوس و ماندگاری بر میزان محبوبیت ترامپ بگذارد؟ چرا که قیمت گازوئیل یکی از معدود متغیرهایی است که میتواند مستقیماً بر احساس رأیدهندگان ایالتهای کشاورزی و صنعت لجستیک اثر بگذارد.
برخلاف بنزین، قیمت گازوئیل مستقیماً به هزینه حملونقل، کشاورزی و گرمایش منتقل میشود. دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) نشان میدهد ذخایر گازوئیل و نفت گرمایشی حدود ۱۲درصد کمتر از میانگین پنجساله است و در ساحل شرقی این کمبود به حدود ۳۲درصد زیر میانگین فصلی میرسد. این یعنی پیش از فصل گرمایش، حاشیه امن عرضه بسیار نازک است.
اما برآورد کلی این است نتیجه این آزادسازی تأثیر چندانی بر بازار آمریکا نخواهد گذاشت. مقیاس توافق با نیاز آمریکا در یک سطح نیست. ۳۰۰ هزار تن گازوئیل اولیه معادل حدود ۲.۲۵میلیون بشکه است. مصرف روزانه گازوئیل آمریکا ۳.۸ تا ۴ میلیون بشکه است. حتی اگر کل توافق اجرا شود، عرضه سه ماه اول تنها معادل مصرف چند روز آمریکا خواهد بود.
از طرفی توان صادراتی خود روسیه در وضعیت محدود قرار دارد. روسیه در شرایط عادی روزانه حدود ۸۰۰هزار بشکه فراورده گازوئیلی صادر میکند و دومین صادرکننده بزرگ گازوئیل جهان است، اما به دلیل حملات مستمر پهپادهای اوکراینی به تأسیسات پالایشگاهی، تولید گازوئیل آن حدود ۳۰ درصد کاهش یافته است.
نکته دیگر اینکه شرایط اجرای این توافق یا بهعبارتی امنیت انرژی در روسیه بسیار نامطمئن است. تنها چند ساعت پس از اعلام توافق، پهپادهای ناتو به پایانه نفتی نوواشاختینسک در استان روستوف روسیه حمله کردند؛ تأسیساتی با ظرفیت پردازش سالانه ۳.۵ میلیون تن. ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین صراحتاً اعلام کرد حملات به زیرساختهای انرژی روسیه ادامه خواهد یافت و یک مقام ارشد اوکراینی به فایننشال تایمز گفت «پالایشگاههایشان را خواهیم سوزاند». این بدان معناست منبع عرضهای که توافق بر آن تکیه دارد، خود در معرض حملات مستمر قرار دارد.
پشت صحنه این توافق
قابل توجهترین جنبه این توافق این نیست که واقعاً چقدر گازوئیل میتواند منتقل کند، بلکه این است برای نخستین بار در یک قلم کالای مشخص، چارچوب کامل تحریمهای انرژی آمریکا علیه روسیه را میشکند. مجوز عمومی وزارت خزانهداری با اعتبار حدود ۶ ماه، کل زنجیره «فروش، تحویل، تخلیه یا واردات» را پوشش میدهد و در عمل یک مسیر قانونی موقت برای ورود گازوئیل روسیه به بازار آمریکا ایجاد میکند.
دمیتریف، نماینده ویژه کرملین به سرعت پاسخ داد «همکاری روسیه و آمریکا در انرژی و اقتصاد ادامه خواهد یافت و به نفع بازار جهانی و جهان خواهد بود». برای مسکو، این حداقل یک دستاورد دیپلماتیک قابل بهرهبرداری است.
اما از دیدگاه گستردهتر، این توافق بازتاب یک تنگنای مشخص است: هنگامی که قیمت داخلی گازوئیل به یک درد انتخاباتی ملموس تبدیل میشود، «انسجام اصولی» چارچوب تحریمها جای خود را به نیاز کوتاهمدت عرضه میدهد. اینکه توافق چقدر اجرا و چقدر از آن محقق شود، به قابلیت پهپادها در میدان نبرد و اراده سیاسی پس از انتخابات بستگی دارد، نه به اعدادی که در یک تماس تلفنی توافق شده است.
از طرفی مقیاس خود توافق برای بهبود چشمگیر وضعیت مالی روسیه هم کافی نیست. درآمد بودجهای روسیه از نفت و گاز در ۹ ماه نخست ۲۰۲۶ نسبت به سال قبل ۱۷.۲درصد کاهش یافت و به ۴.۴۷ تریلیون روبل رسید. محموله اولیه ۳۰۰هزار تن گازوئیل معادل حدود ۲.۲۵ میلیون بشکه است که در شرایط عادی کمتر از سه روز صادرات گازوئیل روسیه را تشکیل میدهد. حتی اگر کل توافق اجرا شود، برآورد مقامات پیشین وزارت دارایی روسیه از سود بالقوه آن در سطح «چند ده میلیارد روبل» است که در مقایسه با هزینههای ماهانه چند تریلیون روبلی بودجه فدرال روسیه، تنها یک مکمل حاشیهای به حساب میآید. مهمتر از آن، حملات مستمر اوکراین به تأسیسات پالایشگاهی سبب شده بیش از ۵۱ درصد ظرفیت پالایش روسیه از کار بیفتد و دولت روسیه پیشتر مجبور شده بود ممنوعیت صادرات گازوئیل را برای تضمین عرضه داخلی تمدید کند. البته توافق خواستار «لغو پیش از موعد» این ممنوعیت است، اما پیششرط آن وجود ظرفیت مازاد کافی در روسیه برای صادرات بوده و همین پیششرط خود تحت تأثیر واقعیتهای میدان جنگ قرار دارد.
اثرگذاری واقعی توافق در اقتصاد نیست
اثر مهمتر توافق بهجای اقتصاد در سطح سیاسی و راهبردی است. این نخستین بار از سال ۲۰۲۲ است که آمریکا در یک قلم کالای مشخص، مسیر قانونی برای صادرات انرژی روسیه باز میکند. برای روسیه این دو دستاورد دارد: نخست، نشانه شل شدن جبهه تحریمها؛ اگر آمریکا بتواند به خاطر قیمت گازوئیل، تحریمها را موقتاً کنار بگذارد، در آن صورت سایر اقلام تحریمی نیز در شرایط خاص قابل مذاکره خواهند بود. دوم، کسب اهرم دیپلماتیک؛ روسیه با همکاری در مهار قیمت نفت، کانال گفتوگوی سطح بالا با واشنگتن را حفظ و همزمان تا حدی موضع یکپارچه آمریکا و اروپا در قبال اوکراین را تضعیف میکند. اما حتی در همین حالت هم دستاورد سیاسی این توافق تاکتیکی است، نه یک پیشرفت راهبردی.




نظر شما